۱۳۸۸/٩/۱

فیلان؟؟؟؟؟

 

آقا جان!!

این کلمه "فیلان" که تازگی ها توی وبلاگستان مد شده یعنی چی؟ اصلا چطوری خونده می‌شه؟ Feelaan

یا که Fay-laan؟ یکی تو رو خدا بیاد این رو برای ما حالی کنه!!

سوسک سياه, ۳:٠۱ ‎ق.ظ
 

۱۳۸۸/٧/۳٠

 

 

موندم این ملت فعال خبری در وبلاگستان و در فیس بوک چرا هیچ کلامی از انفجار بمب در بلوچستان نمی‌نویسند... چون کشته‌شدگان در جستجوی دموکراسی نبودند؟

سوسک سياه, ٢:۱٢ ‎ق.ظ
 

۱۳۸۸/٥/٥

کرکره ها پایین

 

فعلا فرصتی (و مطلبی) برای نوشتن نیست... تا بعد چه شود...

سوسک سياه, ٩:۳٤ ‎ق.ظ
 

۱۳۸۸/٤/۱٦

 

 

یک هفته‌ای نبودیم و با جوجه و تیسی رفته بودیم تورونتو. جوجوی سه ماهه این مسافرت رو خوب دوام آورد و حسابی مامان باباش رو خجالت داد. وقتی آدم از ونکوور می‌ره تورونتو واقعا احساس صمد آقا به شهر می‌رود! بهش دست می‌ده... خصوصا اگه یک نفر با موبایلش که توی جیب مایوشه بپره توی استخر و موبایل و جی پی اس آنتنش هم به رحمت ایزدی بپیونده و بدون جی پی اس این بزرگراه‌های تورونتو رو گز کنه!!

سوسک سياه, ٧:٠٠ ‎ق.ظ
 

۱۳۸۸/۳/۱٧

 

 

پریشب سی و ششمین تولدم رو با این فسقل و باباش جشن گرفتیم... خودمون سه نفری... انگار همین دیروز بود که توی این بلاگ سی ساله شده بودم...

سوسک سياه, ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ
 

۱۳۸۸/۳/۱۳

 

 

من هستم ولی دارم مثل اون سگه "شبد" دنبال خودم و دمبم می‌دوم!

هوای این ولایت این ماه حسابی حال داده و گرم و تابستونی شده (برخلاف دو سال گذشته) و من هم هر روز این جوجه رو بر‌می‌دارم و می‌رم پیاده‌روی و صفا. جوجه هم مثل مامانش و مادربزرگ مادرش حسابی دَدَری هست و معمولا توی هوای آزاد آرومه. دو روز در هفته هم کلاس ورزش با کالسکه (مخصوص مادران تازه بچه‌دار شده) ثبت‌نام کردم که دیروز اولی‌اش رو رفتم و این جوجه هم کمی بی‌تابی کرد و شیر خواست وسط کلاس و پوشکش رو هم کثیف کرد در آن واحد و ... خلاصه سخت بود ولی دیگه به از هیچی بود... توی این وسط حسابی حواسم به سالم خوری و درست کردن غذاهای سالم هست و خرید خورد و خوراکی و کارهای‌ خونه رو هم می‌کنم و درس هم هِلِک و هِلِک می‌خونم!! ولی شب‌ها انقدر خسته‌ام که نا ندارم شامم رو بجوم و همینطور در حالت غذا خوردن چندبار خوابم می‌بره!! خلاصه ممکنه این جا دیر به دیر آپدیت بشه...

پ.ن. دوستانی که در کامنت‌های پست پیش سوال پرسیده بودید جواب‌ها رو همون‌جا براتون نوشتم.

سوسک سياه, ٩:۱۸ ‎ق.ظ
 

۱۳۸۸/٢/۳۱

 

 

مامی خانوم ما دیروز رفت و من موندم با تنهایی و این توله و یک عالمه کار و درس!‌ ناراحت

از معایب خونه جادار و داخل شهر داشتن سوای هزینه بالای نگهداری و قسطش اینه که قوم شوهر (که همگی ساکن حومه هستند) هر زمان که وقت دکتر و بیمارستان توی شهر دارن (معمولا سرزده و یا با حداکثر یک روز جلوتر اطلاع دادن) میان خونه‌ات چند شب هوار می‌شن... مثلا برای خودت برنامه‌ریزی کردی که با شوشوت تنها باشی و یا اینکه مهمون دعوت کردی یکهو می‌بینی چند نفر از قوم شوهر با چمدون از در وارد شدن... که چی؟ فردا توی شهر وقت دندانپزشک دارن و صبح زود سخته از خونه خودشون یک ساعت بکوبن بیان شهر توی ترافیک!!!‌

من خاله‌ام سالیان پیش با یکی از آقایون شهرهای مذهبی ایران وصلت کرده و همیشه قوم شوهر ماه به ماه میومدن تهران خونه‌اش هوار بود... منم خیلی از این داستان شاکی می‌شدم... آخرش خاله‌ام ناچار شد بفروشه زندگی رو بره همون شهر شوهرش که دیگه نشه مسافرخونه قوم شوهر در تهران!! منم به سرم زده از این شهر بکنیم بریم به خدا!!

سوسک سياه, ٩:٠٩ ‎ب.ظ
 

۱۳۸۸/٢/٢٦

goodbye solo

 

مصاحبهء‌ رامین ِبَحرانی در مورد آخرین فیلمش با برنامه چارلی رُز رو از دست ندید. ساعت پخش در ونکوور دوشنبه ۱۸ می ساعت ۲ بعدازظهر و در شرق کانادا احتمالا ۵ بعدازظهر. در آمریکا احتمالا امروز (جمعه) پخش خواهد شد.

اینم لینک: http://www.charlierose.com/guest/view/6619

سوسک سياه, ٢:٠٦ ‎ق.ظ
 

۱۳۸۸/٢/۱۳

نظرخواهی

 

ما می‌خواستیم برای سالگرد آشنایی‌مون - حدود دو ماه دیگه - بنا به سنت هر سال بریم سفر ولی این‌بار چون یک توله روی دستمون داریم انتخاب جا برای سفر کمی مشکل‌تره. توله ما تا اون موقع سه ماه خواهد داشت و ما شرایطمون برای انتخاب محل سفر اینه:

  • از ونکوور با پرواز و یا رانندگی بیش از پنج شش ساعت طول راه نباشه.
  • از نظر امکانات پزشکی برای نوزادان قابل اطمینان باشه.
  • خیلی داغ و شرجی و یا خیلی سرد و یخبندون نباشه.

اگه بنا باشه بریم به کشور همسایه و شیطان بزرگ این توله‌مون پاسپورت لازم خواهد داشت که البته مشکلی نیست به جز گرفتن عکس پاسپورتی که در آن این توله باید دهانش کاملا بسته و چشمانش کاملا باز و خیره به دوربین باشه و گردنش رو هم خودش نگه داشته باشه و دست ننه‌بابای توله که از پشت گردن توله رو نگه داشته‌اند معلوم نباشه.

شما پیشنهادتون برای محل سفر چیه؟ من داشتم به تورونتو فکر می‌کردم ولی آیا تورونتو برای یک هفته گردش به اندازه کافی جای سیاحت با یک بچه سه ماهه داره؟ از نظر گرما و شرجی هوا توی تیرماه قابل تحمله برای یک بچه سه ماهه؟ تیسی می‌گه هاوایی ولی معنی‌اش اینه که این توله باید پاسپورت داشته باشه.

ـــــــــــــــــ

پ.ن. دوست عزیز نرگس گ. کامنتهای شما رو بدلیل طولانی بودن آدرس http تون نتونستم تایید کنم یعنی ظاهرا این اشکال پرشین‌بلاگ هست. بابت این مشکل ازتون عذر می‌خوام و از کامنت‌هایی که برام گذاشتید ممنونم.

سوسک سياه, ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ
 

۱۳۸۸/٢/۱٠

ایم.کا.نات!!

 

توی این ولایت یک امکانی هست برای مادرانی که بچه کوچیک دارن! روزهای چهارشنبه یک هفته در میون ساعت ۱ تا ۳ یکی از سینماها برای مادران (و یا پدران و یا مادربزرگ/پدربزرگ‌ها) و بچه هاشون فیلم می‌ذاره (از میون فیلم های روز سینماهای شهر و نه فیلم‌های کودکان) و ملت بزرگسال می‌شینن در حالی‌که بچه‌هاشون دارن ونگ و وونگ و گیغان گیغان می‌کنند فیلم تماشا می‌کنند دور هم. جای پارک کردن کالسکه و تعویض پوشک بچه و گرم کردن بطری شیر هم فراهمه توی گوشه‌ای بیرون سالن و پوشک و دستمال این‌ها هم یک سبد گذاشتند اون کنار برای مواقع اضطراری. کسی هم موقع جیغ و ویغ بچه ها دیگه چپ چپ به کسی نگاه نمی‌کنه چون همه شرایطشون مثل همه. 

این‌جوری هم یک امکانی برای ملت هست که بتونند یک کمی تفریح کنند و هم با هم آشنا (و بلکه بعدا دوست) بشن. تا اونجا که می‌دونم این امکان توی یک تعداد زیادی از شهرهای کانادا هست.

شماها هم که جاهای دیگه دنیا زندگی می‌کنین، اگه ممکنه لطفا بنویسین چه ایده‌ها و امکاناتی توی شهر و محله‌تون برای مادرانی که بچه کوچیک دارن هست.

سوسک سياه, ۳:٢٥ ‎ق.ظ
 











سوسک نامه


صفحهء اصلی
(Blogsky) !خونه قبلی
(Blogspot) !خونه آخرت
(Blogspot) !خونه فرنگی
بایگانی
مکاتبه با سوسکی


تعداد بازدیدکنندگان







زنان ايران

وبلاگستانیان




پيوند
pedramp.persianblog.ir

پرشين بلاگ
Persian Blog

سوسک نامه

.: صفحهء اصلی .:. بایگانی .:. مکاتبه با سوسکی :.

   
.: Desigen by Pedram :.