بعد از عمری گفتم یک خبری از خودمون بدم اینجا... شکر روزگار همه خوبیم و نسبتا سلامت...
الان یک ماهی هست که برگشتم سر کار و همون روز اول یک پروژه نکره به تورمون انداختند که باعث شده روزی خدا ساعت کار کنیم یک نفس و ناهارمون رو هم پشت میز نجویده ببلعیم... آدمی که قراره مثل دست راستم باشه هم یک آمریکایی تگزاسی الاصل با سابقه و مجرب هست که قبلا نظامی بوده و مستقر در دالاسه... نمیدونم اگه یک روزی بفهمه من مال کجای دنیا هستم هنوزم حاضر خواهد بود که دست راست من باشه یا نه!!
ورزش مرزش هم که دیگه شده جزو مستحبات با این سرشلوغی (آخه من قبلا سر کار ساعت ناهارم رو ورزش میکردم!) البته توی این اوضاع و احوال همین که کاری هست و صورتحساب و اقساط مختلف رو ماهیانه پرداخت میکنه از سرمون هم زیادیه.
پسرک هم الان دیگه ١٣ ماهشه و راه افتاده... ولی هنوز مثل مست ها را میره (قربونش برم!)
همین دیگه... شماها چطورین؟