ایم.کا.نات!!

توی این ولایت یک امکانی هست برای مادرانی که بچه کوچیک دارن! روزهای چهارشنبه یک هفته در میون ساعت ۱ تا ۳ یکی از سینماها برای مادران (و یا پدران و یا مادربزرگ/پدربزرگ‌ها) و بچه هاشون فیلم می‌ذاره (از میون فیلم های روز سینماهای شهر و نه فیلم‌های کودکان) و ملت بزرگسال می‌شینن در حالی‌که بچه‌هاشون دارن ونگ و وونگ و گیغان گیغان می‌کنند فیلم تماشا می‌کنند دور هم. جای پارک کردن کالسکه و تعویض پوشک بچه و گرم کردن بطری شیر هم فراهمه توی گوشه‌ای بیرون سالن و پوشک و دستمال این‌ها هم یک سبد گذاشتند اون کنار برای مواقع اضطراری. کسی هم موقع جیغ و ویغ بچه ها دیگه چپ چپ به کسی نگاه نمی‌کنه چون همه شرایطشون مثل همه. 

این‌جوری هم یک امکانی برای ملت هست که بتونند یک کمی تفریح کنند و هم با هم آشنا (و بلکه بعدا دوست) بشن. تا اونجا که می‌دونم این امکان توی یک تعداد زیادی از شهرهای کانادا هست.

شماها هم که جاهای دیگه دنیا زندگی می‌کنین، اگه ممکنه لطفا بنویسین چه ایده‌ها و امکاناتی توی شهر و محله‌تون برای مادرانی که بچه کوچیک دارن هست.

/ 6 نظر / 14 بازدید
نارنج

یک زمانی که من جوون بودم و این دختر خانم و اون آقا پسر هم قد الان آقا پسر شما بودن به این فکر می کردم که کاش یه جایی بود یا یه سازمانی چیزی که به مادر پدرای بدبخت یه پاکت دیازپام بی نسخه می داد یه به بچه هاشون یه مشت حب مرتضی علی که بندازن بالا آروم بخوابن یا اون مادر پدر بدبخت بخورن تو سرشون کمتر صدای هوار بچه بیاد.

تیلا

تو لیسبون یه چیزی که خیلی برام جالب بود دستشویی مخصوص بچه ها بود. دستشویی ها به سه قسمت مردانه و زنانه و بچه تقسیم شده بود.البته با ان قسمت عوض کردن بچه ها که می شد چهار قسمت.همه چیز عین دستشویی بزرگسالان اما در ابعاد کوچکتر . البته یه چیز های اضافه تر از دستشویی بزرگسالان هم داشتند مثلا روی قسمت نشیمن توالت رول کاغذی بود که می توانستی عوض اش کنی و دیگه نگران کثیف بودنش نباشی یا تو توالت بچه ها همیشه کرم دست دستمالهای رنگی خوشگل یا شکلات یه عالمه اسباب بازی خلاصه خیلی دیدنی بود . این دختر ما که عاشق این بود خودش تنها بره دستشویی. بعد که برگشتیم المان از این که قسمت دستشویی بچه ها نداشت کلی سر خورده شده بود. همش میگه من چی من کجا جیش کنم؟! من می افتم تو ان توالت بزرگها من دستشویی خودمون رو میخواهم. :(((( البته منهای این توالت هاش تو آلمان هم سیستم نگهداری بچه که دوساعت برات بچه رو مجانی نگه میدارند تا خریدت رو بکنی و اگر حتی موبایل هم نداشته باشی بهت موبایل میدهند تا در مواقع ضروری باهات تماس بگیرند به نظرم جالب هست. تو ایرلند که بودیم تو شهر کرک اکثر سینما ها یه قسمت مخصوص خانواده داشت . که اغلب طبقه

40تیکه

توی داهات ما از این ایم کانات نیست ولی عوضش توی هر پاییز و بهار یک فلی مارکت میزارن که پدر مادرا جنس های بنجولی رو که از سر شور خریدن نقد کنن یا جنس بنجول بقیه رو احتمالن واسه بچه دوم سوم بخرن! هر چهارشنبه یه گروه مادرای بدبخت دور هم جمع میشن درد و دل میکنن. اگه یه روز بیبی سیتر لازم داشته باشی 20 یورو یه بیبی سیتر برات میفرستن. کلاس های ورزش مخصوص مادران و بچه ها هست البته باید جوجه ها از 4 یا 5 ماه بزرگتر باشن. کلاس مخصوص نوزادان هست با همون شرایط بالا. هوووم هر چی من از ایمکاناتمون بگم به پای اینی که شما دارید نمی رسه. شاید پیشنهاد بدم یه سانس در هفته یا ماه بزارن واسه ننه بابا های بدبخت. به نارنج من الان همین حس شما رو دارم یعنی میشه یه روزی واسه یکی کامنت بزارم که آره چند ده سال پیش وضعیتم این بود و فلان بود؟[چشمک]

نارنج

به چل تیکه و در تکذیب غلط های زیادی که دیشب کردم! یکی بیاد یه هروئین شیشه کرک حب مرتضی علی شیره تریاک علفی چیزی همین الان به من بده که این دختره گنده الان اونور نشسته داره زار می زنه که تو چه مادری هستی که ورداشتی مرغ درست کردی. تو چزا غذا پختن بلد نیستی. برو از مادر فلانی و فلانی یاد بگیر. و من سپتامبر که برم داشنگاه دیگه منو تا آخر عمرت نمی بینی. و دیگه با تویکی و اون پسرت حرف نمی زنم. آهان... صدا داره اوج می گیره همین الان که نگارنده داره این سطور رو تایپ می کنه. اوه مای گاد! بدین اون دیازپامو. به سوسکی و چل تیکه و جمیع مادران! این دوران تموم نشده. نمی شه. دلتونو خوش نکنین. اینا تا ابد هوار می زنن. این فغان ها تموم نمی شن. فقط دیگه رو کلاسور آدم عق نمی زنن. موهای آدمو چنگ نمی زنن و تنهایی می رن ددر. و در طول زمان خرجشون می ره بالا. و دیگه نمی شه با یه بستنی قیفی خرشون کرد. فدای همه مادرای خوش خیال! نارنج

ش.خ

حتی ورزش و یوگای با بچه هم هست :)