از هر دری

گٌل گٌلم دو سه جلد کتاب داده بود مامان برام بیاره. دیشب کتاب «خمره» هوشنگ مرادی کرمانی رو خوندم. کتاب کوتاه و روانی بود... کوتاهیش رو خیلی دوست داشتم. ولی خداییش جون می‌داد که عباس کیارستمی ازش یک فیلم سه ساعت و نیمه بسازه...

_________________

بالاخره ما این آخر هفته موفق شدیم فیلم بت‌من رو ببینیم... خداییش که هیث‌ لجر خدابیامرز بهترین بازیگری‌اش رو کرده بود و بهترین ژوکر کل فیلم‌های بت‌من بود انصافا. ولی نمی‌دونم چرا نقش کریسشن بٍیل رو نتونستم خیلی باور کنم. یعنی به نظرم بت‌من مصنوعیی بود. خلاصه اگه اهل فیلم های کمیک‌ستریپی هستین و هنوز دارک نایت رو ندیدید، از دستش ندید.

_________________

اندر مزایای ماه رمضان برای ما غربت نشینان آن که بعد از عمری دلمان را به ضیافت مقادیر متنابهی زولبیا بامیه فرد اعلا می‌بریم و دعا به جان روزه‌گیران عزیز می‌کنیم. این رفیق مصری ما می‌گه توی مصر به زولبیا می‌گن:

Zalabiyyya

که در ضمن خیلی چغر و کت کلفت هست و تازه اونوقت بامیه هم اصلا ندارن. اگه این مصری‌ها بدونن که از چه موهبت الهیی محرومند... خلاصه که ما از امروز می‌ریم پیشواز!!!

_________________

چندین ماه که با تیسی معتاد این سریال دکتر هاوس شدیم... یعنی حتی موقع سفر هم چند تا قسمتش رو روی مموری ستیک ذخیره می‌کنیم و با خودمون می‌بریم که خماری نکشیم. دیشب آقای هاوس به زور با یک خانم دکتر زیر دستش رفته بود راندووی اجباری. بهش گفت:

You don't love me. You need me. You need me because I am damaged. and you get a great deal of satisfaction to ruin your life to help damaged people.

خیلیه ها... که آدم خیلی راحت به یک زید کاردرست و خوشگل و جوون و باهوش که نصف سن آدم رو داره، بیاد صریح بگه که «تو نمی فهمی!» در حالی که خیلی می تونسته باهاش بره سانفرانسیسکو سر سه سوت...

_________________

احساس می کنم از وقتی که سال گذشته سه نفر از ما شروع کردیم قرار وبلاگی گذاشتن دیگه هیچکدوممون مثل سابق نمی نویسیم... یعنی یا اصلا نمی نویسیم و یا خیلی کلی می نویسیم... شاید هم وبلاگ دیگه خاصیت خودش رو از دست داده باشه...

_________________

به اصرار شازده نشستم این فیلم «چه کسی امیر را کشت؟» رو دیدم. سوای بازی شکیبایی مرحوم و یک کمی هم بازی شریفی‌نیا، فیلم از نظر اجرا خیلی خام بود. این استعداد‌های بازیگری نسل جوان ایران کجا هستند راستی؟ گل بگیرن در اون سینمایی رو که سوپر استارش امین حیایی و علی مصفا و نیکی کریمی و مهناز افشار باشن... الان دیگه کی مونده که به پای غول‌های بازیگریی مثل انتظامی برسه؟

/ 7 نظر / 8 بازدید
نارنج

همینطوره که تو می گی.

پروین

شیوا جان سلام، ببخشید که سوالم به نوشته ات بی ربطه. من کامنتهایت را در وبلاگ چنچنه پی میگیرم و تا حالا میدانستم که آشپز قابلی هستی. اخیرا کشف کردم که باغبان خوبی هم هستی! میخواستم ببینم میتوانی بگویی چگونه از گلدان فیل گوش (یا فیلکوس؟) باید مراقبت کرد؟ چقدر آب بدهیم و چقدر آفتاب میخواهد و این جور چیزها. ممنون میشوم اگر جوابم را بدهی. موفق بلشی.

عاطفه

این فیلمهای ایرانی روز به روز بدتر میشند! بازیگراشم افتضاحتر! من که هر دفعه نشستم دیدم حسرت وقت هدر رفته ام رو خوردم! همه اش هم تو نقد و بررسی هاشون گیر میدن به فیلمهای هالیوودی که فلان و بهمانند!

سوسکی به پروین

پروین جونم، من که شیوا نیستم که؟ ولی جواب سوال باغبانی‌ات رو هم ندارم.

خاله خانم

سلام از نوشته هات خوشم میاد[لبخند]و خیلی وقت پیش بی اجازه لینکت کردم![خجالت] بر عکس مصری ها .عراقی ها بامیه دارن این هوا 4-5 برابر بامیه های خودمون برشته وخوشمزه[زبان]آی خوردن داره!!!

گمانم این آقای دکتر هاوس طبیعتش بهوت بهوت افسرده هی!!! [لبخند]

yasetti

سلام خاله سوسکه: چه صفحه جالبی دارید.بازهم میام . درمورد بامیه ومصری ها باید بگم اونها بامیه دارند ولی بهش میگن (بَ لَ ه الشام) یعنی خرمای شام.چیزهای دیگری هم دارند مثل:لقمه قاضی( مثل بامیه ولی گردومثل گردو) - اسابیع زینب (انگشتان زینب) - قطایف (مثل پیراشکی گوشت البته نه گوشت توی اون ،توی سایزهای مختلف) من خودم شیرینی خاص اونهارا : بسبوسه را خیلی دوست دارم. امیدوارم روزگارت شیرین باشه.