هی!! با توام استاد!!

یادته ١٠ سال پیش موقعی که بهم توی خونه انگلیسی درس می‌دادی گفتی شب خواب دیدی که ١٠ سال بعد از این منو توی خیابونی توی "خارج!" دیدی و من شام دعوتت کردم خونه. بعدش در یخچال رو که باز کردم مثل یک چشمه جوشان از یخچال ماهی‌های غول پیکر سرازیر شده‌ان به بیرون؟ بعدش گفتی که مامانت که خدای تعبیر خوابه گفته تعبیرش یک ثروت خیلی کلونه که در اون زمان به دست من میاد؟

پس چی شد؟ تو که خیلی مردی وگرنه می‌گفتم که خوابت چپه! خلاصه تا آخرین این تابستون به تو و مامانت فرصت می‌دم که خوابتون رو برآورده کنین وگرنه...

/ 7 نظر / 12 بازدید
رهگذر

[تعجب]

آونگ خاطره‌های ما

تا یه جاهاییش که چپ نبوده! راست بوده صبر کن حتما بقیه ش هم تعبیر می شه تعبیر شد من رو خبر کن باهات کار دارم [زبان]

نارنج

[ماچ]

خواننده

سلام خوشگلم. یه زن دروغگویی هم 15 سال پیش که من دوتا بچه داشتم و شوهرم هم به خاطر نوشتن یه کتاب دو سال بود زندان بود، گفت سه تا بچه داری (جنسشون رو هم گفت و در جوابم که نخیر، هم گفت پس تازه حامله شده ای و خبر نداری) و دیگه گفت میری یه کشوری که دورش پر از آبه و گفت شوهرت (خبر نداشت اون وقت ها قرار بود اعدامش کنند) یه کار برقی شروع میکنه و حسابی ثروتمند میشید. ما با اینکه مسخره اش میکردیم، اما دوتا اولیش جور شد و حالا تصمیم قاطع گرفته ایم که کاملا به این چیزها اعتقاد داشته باشیم بلکه خدا خواست و سومی اش جور شد. آلذو که آی دونت تینک سو :(( :×

لارا

[چشمک][چشمک][چشمک][چشمک]

سلماز

امیدوارم تعبیر بشه.[لبخند][گل]