تیر و کمان یا همان ِترکمان نزدیک از نوع سوم!!

به تشویق مامان و بعد از یک دورهء‌ طولانی دلمردگی و خودفراموشی و بیماری رفتم به یک جای دیگه برای کوتاه کردن موهام. یعنی داستانش اینه که تولد اوناة، مامان از کوپ موهای زن برادر اوناة خیلی خوشش اومد و آدرس و اسم آرایشگرش رو ازش گرفت. منم این جمعه به مت نازنینم خیانت کردم و رفتم پیش این سلمونی جدید حاج آقا «چد»... کارش خیلی متفاوت بود و ظاهرا هر سال چندبار میره این فشن شو ها و مگزین شوت‌های نیویورک و لوس آنجلس و فلان و بهمان که موهای مدل‌هاشون رو درست کنه... ولی چشمتون روز بد نبینه... یک آفتابه‌ای روی سر ما برداشته که نه می‌شه درستش کرد، نه می‌شه سنجاقش زد، نه می‌شه دم اسبی کرد، یعنی عملا نه گذاشته نه برداشته یک پاشو گذاشته روی این شونه‌ام و یک پاشو گذاشته روی اون یکی شونه‌ام و با تمام قوا ر...ده روی سرم!! 

تیسی هم برای اینکه دل من نشکنه می‌گه «خوب شدی» ولی یکبار هم از دهنش پرید و گفت «سزای خیانت به مت همینه!!»

خلاصه یک شش ماهی باید ریاضت بکشیم و کلاه و چارقد سرمون کنیم تا این موها یک کمی بلند بشه و بشه یک کاریش کرد!

/ 6 نظر / 11 بازدید
ره گم کرده

مت بیچاره [ناراحت] البته خیلی زیبا توصیف کرده بود ولی میگن بعضی وقتها یه عکس یا دیاگرام از صد صفحه بیشتر حرف میزنه. بعد از کوتاه کردن هم مو هاتو شست یا همونجوری اومدی خونه ؟ [خنده]

لیلا

تا وسطاش که خوندم فکر کردم میخواهی بگی واقعا متفاوت بوده و حالت خوبه شده که نه ظاهرا. راستی، من الان دیگه انگلیس نیستم. فکر کردم دیگه انگلیس جلو اسم وبلاگم معنی نداره. اگه خواستی یه اسمی جلوش باشه میتونی بذاری نیویورک یا یه چیزی تو این مایه‌ها چون حالا حالاها مهمون این شهرم. دستت درد نکنه. امیدوارم زودتر موهات سرو سامون بگیره.

نارنج

[ماچ]

همون دوستت

میگم نطرت راجع به هر اکستنش چیه حداقل میتونی ه مدلی بهش بدی خواستی دم متروتان یه جای خوب میشناسم من اونجا موهامو میبافم کارش درسته یه تنوع خوبه [گل]

چهل تیکه

نگران نباش زمستون نزدیکه تا چشاتو هم بزنی شیش ماه تموم.[چشمک]

کلاقرمزی

امیدوارام زودتر موهاتون در بیاد تا کمتر عذاب بکشین !