آهای نارنجکم،

ازت دلواپسم. نمی‌خوام به خونه‌ات زنگ بزنم چون نمی‌خوام مزاحم آسایش و وقتت با خونواده بشم. آخرین بار گفتی که حتما اکتبر برنامه می‌ذاریم سه تایی بریم بیرون. بهت ایمیل زدم و اس.ام.اس ولی جوابی نیومد. فکر کنم که شاید فرصت نداری ایمیل هات رو چک کنی. می‌دونم که یک سر و داری و هزار سودا و سه چهار تا کار تمام وقت و نفس گیر. نمی‌دونم که فرصت داری به وبلاگم سر بزنی یا نه ولی اگه اینجا اومدی مثل همیشه یک بوس کوچولو بفرست که بدونم میزونی و سرحال. اون یکی دخمله هم گفت مدتیه ازت خبری نشنیده.

دلم برات تنگ شده... برای اون بوس‌های کوچولویی که اینجا می‌ذاشتی هم...

 

/ 7 نظر / 11 بازدید
سارا

سلام من آواز گنجشکها رو دیدم و از مجیدی خیلی بدم میاد فقط تعریف تو راقبم کرد و بعد از دیدن کاملاً با نظرت موافقم رضا ناجی اینفدر خوب بازی کرد که میشه گفت بار فیل رو دوش اون بود و به فیلم کمک بزرگی کرد ولی آخرش یه جوری تموم شد و قطعهاش هم مشکل داشت ولی در کل خوشم اومد در باره نظرت درباره فیلمای دیگه هم که گفته بودی نظراتی که اینجا تو ایران شنیدم همه مثل تو بوده همه نظرشون درباره سه زن همینه و من اصلاً راقب به دیدنش نیستم ولی بدم نمیاد دعوت حاتمی کیا رو ببینم امیدوارم زودتر بوس کوچولوتو دریافت کنی .

اشکان رحمانی

این زندگی غریب با آدمهای غریب تر, هر از گاهی آدم رو بهت زده میکنه... خیلی غرق خودمونیم... کاش یه نیم نگاهی هم به هم مینداختیم... البته منظورم به خودمه. نمیخوام تو زندگی و احساسات بقیه دخالت کنم. نمیدونم چرا ولی باید هر از گاهی حتما حتما حتما به نوشته های شما یه سری بزنم وگرنه انگار یه چیزی از گذشته ام رو جا گذاشتم... نمیدونم دقیقا چرا اینطوری شده. ولی خوبه. محبت همیشه میمونه.

نارنج

[ماچ]

نارنج

[ماچ]

نارنج

[ماچ]

نارنج

[ماچ]

سوسکی به نارنجکش

[لبخند][ماچ][لبخند][ماچ][لبخند][ماچ][لبخند][ماچ]