pretending to be more secure than reality

در ارتباط با پست قبلی یکی از دوستان نوشته که اینجا خیلی متداول هست که کسی با یار/همسر فعلی‌اش هست و با قبلی‌ها هم همچنان رفیقه و معاشرت داره.
این حرف رو قبول دارم ولی اینکه همسر/یار این شخص از ته دل با این قضیه اوکی هست رو قبول ندارم. یکی از همکارهای من پارسال با یک نفر که از خانم اولش یک دختر داشت ازدواج کرد و شاه‌داماد قبل از عروسی از عروس پرسیده بود که «به نظرت خانم سابقم رو عروسی دعوت کنم.» این همکار ما هم طبیعی بود که خیلی از این حرف ذوق مرگ نشده بود و بر خلاف میلش به شاه‌داماد گفته بود «هر طور که به نظرت بهتره»...

من ازش پرسیدم که اگه واقعا این قضیه براش اوکی نیست چرا این موضوع رو با شوهرش درمیون نگذاشته و جوابی که شنیدم این بود: «آخه می‌ترسم شوهرم فکر کنم که من دچار عدم امنیت (insecurity) هستم!!» و این مسئله حفظ ظاهر و خود رو سکیور تر از واقعیت نشون دادن رو من کم توی این مملکت ندیدم... بماند که این خانم همکار ما که خیلی هم دختر خوش خلق و صبور و ساده‌ای هست سر سه ماه از عروسی گذشته با همسر سابق شوهر دچار جنگ و دعوای اساسی می‌شه و الان برای تحویل دادن و تحویل گرفتن سه بار در هفتهء دختر شاه‌داماد ناچار شدن که دست به دامن یک میانجی (بابای داماد) بشن!!


اتفاقا دیروز توی روزنامه ۲۴ ونکوور یک خانمی از سردبیر سوال مشابهی کرده بود که «شوهرم می‌خواد برای عروسیمون همسر سابقش رو هم دعوت کنه و من با این قضیه اوکی نیستم و نمی‌دونم چی بهش بگم!» آقای سردبیر هم نه گذاشته بود و نه برداشته بود و جواب داده بود: «اگه می‌خوای انگ بدترین نامادری تاریخ بهت نخوره، بهتره این تصمیم رو به عهدهء‌ شوهرت بگذاری، چرا که تو وقتی با یک مرد ازدواج می‌کنی در واقع با حال و آینده و گذشتهء او هم ازدواج می‌کنی و تمام مراحل گذشتهء‌ زندگی او هم خواه‌ناخواه جزئی از زندگی تو خواهد شد!!» نمی‌دونم اگه خود این آقای سردبیر با خانمی که قبلا متاهل بوده ازدواج می‌کرد و این خانم هم شوهر سابقشون رو به جشن عروسی دعوت می‌کرد باز همین بر سر همین موضوع سخت می‌ایستاد یا نه؟

/ 8 نظر / 10 بازدید
ایمان

سوسکی جون من بالشخصه هیچ مشکل و ناراحتی با شوهر، نامزد و دوست پسر سابق ندارم. با اونا اگه می خواست بسازه که نوبت به من اصلا نمیرسید. آدمای دیگه مثلا کسایی که طرف دلش پیششون گیر کرده ولی هیج اتفافی نیافتاده باز یه کمی مهمترن، ولی بازم موضوع اینه که اگه تا حالا اتفاقی نیافتاده اگه بنده کارمو بلد باشم بعد از اینهم نباید قاعدتا بیافته. میمونه خیل عظیم آدمهایی که بعدا ممکنه با هم آشنا بشن که اونم کنترلش از دست من خارجه. پس در نهایت امنیت یا عدم امنیت عاطفی مساله مستقل از رقبای سابق، بالقوه و آتی هست و به عملکرد دو طرف و رابطه فی ما بین شون بر می گرده. بقول گروه آبا : I was in your arms Thinking I belonged there I figured it made sense Building me a fence Building me a home Thinking I'd be strong there But I was a fool Playing by the rules The gods may throw a dice Their minds as cold as ice And someone way down here Loses someone dear The winner takes it all The loser has to fall It's simple and it's plain Why should I complain. But tell me does she kiss Like I used to kiss you? Does

سوسکی به ایمان

ایمان جون،‌ حرفت صحیح و بجا... ولی قبول نداری که بعضیا کرم دارند؟ یعنی اون وجه "بازی" قضیه رو دوست دارند؟ [ماچ]

40تیکه

خب حرف جناب سر دبیر کاملن درست یعنی اون خانم از اولش باید با این موضوع روبرو می شده ولی اینکه آدما چند در صدشون می تونن با واقعیت روبرو بشن و اون رو قبول کنن یه بحث جداست. و به نظر من خیلی از این رفتارها بر می گرده به عدم امینت احساسی که معمولن با منطق سازگار نیست. معمولن مردا در این زمینه ها راحت تر برخورد می کنن شاید دلیلش همون خود شیفته گی شون باشه مثل وقتی که جلو آینه وایمیستن به جای شیکم چهار تا خورده شون و کله کچلشون آرنولد رو میبینن و یه زن در اوج مانکنی خودشو اندازه غول می بینه! [چشمک] کلن این حساسیت بیشتر بین ما زنا رواج داره و مردا به هر دلیلی کمتر حساسیت نشون می دن که مایه تعجب منم هستن و خیلی وقت ها مایه غبطه! و هنوز نتونستم بفهمم چرا ! البته استثنا همیشه هست به طور کلی گفتم.

مهران

نه تا زمانی که اتفاقی نیفتاده ! ولی اگه افتاد دیگه موضوع فرق میکنه من به شخصه فکر نمیکنم اصلا چه اتفاق نیافتاده باشه چه افتاده باشه بتونم درک کنم برام هضم نشدنیه

ترانه

بستگی به سطح بلوغ عاطفی دو طرف داره و اینکه دو طرف کاملا move on کرده اند یا نه. اگر بتونن دوستی رو در یک سطح جدید ادامه بدن چه اشکالی داره؟

سوسکی به ترانه

ترانه جون، خیلی هم خوبه که بتونن دوستی‌شون رو ادامه بدن ولی فکر می‌کنی قضیه برای همسرانشون به همون اندازه قابل هضم/درکه؟

ترانه

معمولا نه.مخصوصا وقتی همسران ایرانی هستند.ولی توی یک ازدواج ایده ال طرفین برای هم قفس نمیسازند و همین ضامن تداوم رابطه هست.[لبخند]

لارا

نه . مردها فکر میکنن بهترین چیزها مال خودشون و زنها همیشه کوتاه میان . بخاطر نوع تربیت همیشه مردها فکر میکنن میتونن و زنها فکر میکنن نمیتونن . شاد باشی[بغل][گل]