حال و احوال!

بعد از عمری گفتم یک خبری از خودمون بدم اینجا... شکر روزگار همه خوبیم و نسبتا سلامت...

الان یک ماهی هست که برگشتم سر کار و همون روز اول یک پروژه نکره به تورمون انداختند که باعث شده روزی خدا ساعت کار کنیم یک نفس و ناهارمون رو هم پشت میز نجویده ببلعیم... آدمی که قراره مثل دست راستم باشه هم یک آمریکایی تگزاسی الاصل با سابقه و مجرب هست که قبلا نظامی بوده و مستقر در دالاسه... نمی‌دونم اگه یک روزی بفهمه من مال کجای دنیا هستم هنوزم حاضر خواهد بود که دست راست من باشه یا نه!!

ورزش مرزش هم که دیگه شده جزو مستحبات با این سرشلوغی (آخه من قبلا سر کار ساعت ناهارم رو ورزش می‌کردم!) البته توی این اوضاع و احوال همین که کاری هست و صورتحساب‌ و اقساط مختلف رو ماهیانه پرداخت می‌کنه از سرمون هم زیادیه.

پسرک هم الان دیگه ١٣ ماهشه و راه افتاده... ولی هنوز مثل مست ها را می‌ره (قربونش برم!)

همین دیگه... شماها چطورین؟

/ 10 نظر / 32 بازدید
نسترن

... خوش به حال تون که ورزش در خلال کار براتون مستحبه... اینجا برای ما حرامه... استغفرا.../ مبادا کسی از ورزش حرف بزنه وسط کار! این چشمهای ورقلمبیده ست که چش و چاله آدم رو از جا در می آره. خوش باشی و آروم، دوست عزیز که اینجا نیستی.

فیفیل

سلام. دلم برای نوشته هایتان تنگ شده بود.

مهستا

مدتی ننوشتی امروز اومدم لینکها رو گردوخاک بگیرم دیدم به به پست جدید.شروع دوباره کارت خوش با دست راست گرانقدر! این شیرین عسل 13 ماهه رو هم ببوسین [ماچ]

چرتینکوف - مامان کوچیل

به سلامتی. پسرک رفته مهد؟

هما

ای کاش بیشتر بنویسی

مینا

سلام خانم سوسکی نازنین میشه خواهش کنم ا~ر وقت شد به کمکی به من بکنی . ما تصیمیم دارم یه خونه کوحک تو ونکور بخریم میشه یه سایت معرفی کنی لطفا که بشه یه حدود قیمت به دست آورد تو ونکور. میشه کمک کنی. حای ارزون لطفا ممنون

اسم پسرکت چیه؟

عسل

سلام سوسکی جان خیلی وقته که اینجا رو ندیده بودم. خوشحالم که احوال کل اهل بیت خوبه. خدا قوت انشالله که زودتر مهد پیدا کنی چون همینجوری با بچه کوچیک کار کردن سخته چه برسه بدون مهدکودک.

آبنوس

من هم خوبم, و از اينكه شما و خانواده سالم هستيد خوشحالم.