یک کمی درد و دل

به گل گلم دیشب زنگ زدم... دفعه های پیش هر باری که زنگ زدم بخاطر یک مشکل فامیلی سر حال نبود و من هم درک کردم. این دفعه اما بازم همونطور... انگاری که دیروزش با هم حرف زده باشیم. نه هیجانی... نه ذوقی... هیچ احساسی نبود از طرف اون... گل گل البته هیچوقت آدم خیلی هیجان زده ای نبود ولی دیگه انقدر هم بی حس نبود... همه اش من حرف زدم و اون هی پاسخ های کوتاه داد... یارش هم طبق معمول پیشش بود... یه گپی هم با اون زدم... باز اون یه خرده ذوقی توی لحنش بود... گفتم این دختره چرا از صبح تا شب پای کامپیوتره یک ایمیل به من نمیزنه توی این چندین سال... گفت از تکنولوژی نفرت داره!! با خودم گفتم: از احوالپرسی ساده از دوست چطور؟ از سال دوم که دیگه نامه نمیده تلفن هم که سالی یکبار روز تولدم و بقیه اوقات رو من تماس می گیرم... از تکنولوژی هم که به ظاهر متنفره... پس تکلیف دوستی چی میشه؟

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
الهه

تکلیفه دوستی همیشه معلومه جدایی تهشه![قهر][گریه][ناراحت][قهر][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه] سلام! وبلاگ خیلی زیبایی داری مطالبت هم خیلی قشنگن[دست][گل] تبریک میگم.[گل] هر چیزی یه آخری داره. آخر خط معنی منم دیده شد.[گل] آخرین پست معنی من نوشته شد. با نام معنی من![گل] دیگه این صفحه تموم شد. امیدوارم تاریخ با کمک شما معنی گمشده اش رو پیدا کنه![گل] ممنون از همراهیتون. بیاین و نظر بدین لطفا![گل] منتظرتونمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا[گل] بیای هاااااااا!!!!!!!!!!![گل]