شور شور یا بی‌نمک؟

پروردگارا! این ما فوریه‌ء درخشان و آفتابی رو از ما اهالی نور ندیدهء ونکوور دریغ نفرما!!
(همگی با هم بگید: الهی آمین)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی از بچه ‌های رقص داره دنبال کار دوم می‌گرده چون نامزدش داره می‌ره مدرسهء پرواز و هم هزینهء مدرسه به مخارجشون اضافه خواهد شد و هم اینکه آقای نامزد که توی کار لند‌سکیپینگ (بخونید باغبانی)‌ هست نمی‌تونه همون میزان ساعت کار کنه و در نتیجه از درآمدشون هم کم خواهد شد به‌الطبع. خوب به نظر من این خیلی گذشت می‌خواد که این دختر داره می‌ره کار دوم بگیره برای حمایت از آرزوی نامزدش. همین دختر خانم از طرفی با دوست پسر قبلی‌اش حسابی جوره و با هم دوتایی می‌رن موتورسواری و شام و کلاب و اینها.  من این دو تا مورد (یعنی گذشت و حمایت شدید از آرزوی نامزد و رفاقت جان جانی با دوست پسر سابق) رو نمی‌تونم توی یک معادله جا بدم و توی مغزم حل کنم.
تیسی می‌گه خب برای خیلی‌ها نرماله که با معشوقهای و یا همسران قبلشون برو بیا داشته باشند و یار فعلی‌شون هم با این قضیه اوکی هست و مثالی که می‌زنه یکی از نزدیکان خودش هست. ولی من به نظرم اگه اون یار فعلی از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشه (معادل و یا بیشتر از کسی که داره با عشاق قبلی می‌پره)‌ نمی‌تونه در کنار این قضیه سکوت کنه. یعنی اگه کسی برای نگهداشتن یک رابطه دسپرت (بخونید بدبخت و آویزون)‌ نباشه، طرفش هم خیلی به خودش جای جولان و شیلنگ تخته با عشاق قدیم رو توی رابطه نمی‌ده مگه اینکه رابطه فعلی دچار بیماری باشه. یعنی تئوری من اینه اگه همین دختر خانم هم رقصی ما، نامزدش اعتماد به نفس بالاتری ازش می‌داشت و این دختر می‌دونست که در شرایط شیلنگ تخته انداختن با عشاق قبلی، آقای نامزد ممکنه برای همیشه ترکش کنه انقدر کول برای خودش جولان نمی‌داد. چه بسا که دیده‌ایم یک نفر آدم واحد در دو رابطهء مختلف (در حالیکه که یکی از طرفینش از اعتماد به نفس بسیار بالاتر و دیگر از اعتماد بسیار پایین‌تر برخوردار است) می‌تونه کاملا رفتارهای متفاوت و گاهی متضادی از خودش نشون بده. یعنی همین آدم واحد توی رابطهء‌ اول می‌تونه نقش یک آدم مرئوس رو بازی کنه و توی رابطهء‌ دیگه نقش رئیس رو. البته فکر کنم توضیحاتم بیش از حد خلاصه است و باید سر فرصت این تئوری رو بیشتر بازش کنم. منظورم از رئیس اینه که می‌تونه بدون ترس از خدشه دار شدن رابطه هر جولانی رو که دلش خواست بده و منظورم از مرئوس اینه که طرف اول فکر می‌کنه  که نکنه رفتارش تاثیر مخربی روی رابطه‌اش بذاره.
شماها همچنین مشاهد‌ه‌ای تاحالا داشتین؟

/ 7 نظر / 9 بازدید
40تیکه

این بحث مفصل. ممکنه حرفت در مورد این دختر خانم درست باشه چون شناخت بیشتری داری ازش تا ماها ولی در بیشتر موارد رابطه با عاشق یا معشوق سابق نشون از اتمام احساس موجود و تغییر سنخیت رابطه است. بزار اینطوری بگم تا وقتی که من از فرضن دوست پسر سابقم عصبانی هستم یا نمی تونم باهاش حتی یک کلمه حرف بزنم این نشون میده عشق قبلی جاشو به نفرت (البته بهتر کلمه با بار معنایی سبک تر براش پیدا کنیم!) داده. وقتی طرف رابطه اش از اون مرز دلخوری ناراحتی یا حتی خورد شدن یا هر چی که دلیل قطع اون ارتباط هستش یا پی آمد اون گذشت می تونه با طرف سابق وارد یه رابطه جدید بشه مثل دوست معمولی بودن. البته همیشه کار نمی کنه این فقط به شرط اینکه طرفین هر دو در یک سطح از علاقه باشن اگه یکی عاشق تر مونده باشه معمولن مجبور به خودش فشار بیاره که رابطه رو نرمال نگه داره. [گل]

امید

بابا خودتو نزن به اون راه ... زنا تو اینجور مواقع اوستادن یعنی اگه از صد نفر خوششون بیاد همشونو واسه خودشون نگه میدارن ولی اگه مال مردا یکی بشه دوتا میشن هوسباز !!!

امید

تو همیشه خوب می نویسی چرا؟

sh.kh

سلام ..الهی آمین ..مرگ بر شیطان بزرگ - باران مداوم

نارنج

[ماچ]

تو این مملکت که تا بخواهی از این جور روابط است که طرف با شوهر دومش است و با همسر سابقش هم دوسته و شوهر دوم هم این قضیه براش جا افتاده است. البته من در کانادایی ها این مسئله را زیاد دیدم

مهران

تو ایران که به حول و قوت الهی از این چیزها وجود ندارد ! [زبان][قهقهه]