یک هفته‌ای نبودیم و با جوجه و تیسی رفته بودیم تورونتو. جوجوی سه ماهه این مسافرت رو خوب دوام آورد و حسابی مامان باباش رو خجالت داد. وقتی آدم از ونکوور می‌ره تورونتو واقعا احساس صمد آقا به شهر می‌رود! بهش دست می‌ده... خصوصا اگه یک نفر با موبایلش که توی جیب مایوشه بپره توی استخر و موبایل و جی پی اس آنتنش هم به رحمت ایزدی بپیونده و بدون جی پی اس این بزرگراه‌های تورونتو رو گز کنه!!

/ 7 نظر / 25 بازدید
سیب آبی

فکرش رو بکن سوسک باشی و جی پی اس هم نداشته باشی ، تازه هم آمدی شهر ، هم باید راه رو پیدا کنی ، هم مواظب باشی پاشون رو نذارن روی کله ات لهت کنند. هم بخوای شهر رو ببینی ،

نارنج

همیشه به گردش...

رهگذر

یه حرفی یه اشاره ای یه تک جمله حتی یه کلمه یه چیزی مثلا ایران

sara

soski jan salam khob toronto ro chetor didi?

کودک فهیم

سلام.من یه سوال دارم به عنوان کسی که همیشه وبلاگت رو می خونم.تو هیچ وقت برای کسی کامنت نمی زاری؟؟؟؟؟؟؟!!!!! خوش به حالت که اونجایی...من اخیرا می فهمم چقدر اشتباه کردم که عمرم رو تلف کردم و اینجا موندم.

انار

تورنتو رفتی آیدا رو ندیدی جای من؟:) ببین پیغام فیس بوکت رو گرفتم اما نفهمیدم. داستان ریاضی دانه ایراد داشت به نظرت؟

گلدونه

سوسکی جان امیدوارم که شهر و دیار ما بهت خوش گذشته باشه.راستی در مورد پاسپورت چون من چند وقت پیش برای پاسپورت دختر کوچیکه عکس گرفتم اولا اگه بری سیرز خودشون گارانتی میکنن که عکس قبوله بعد هم حتی توی عکس دهن مایا بازه و داره میخنده ولی عکاس اونجا بهمون گفت برای بچه ها کوچیک خیلی سخت نمیگیرن.همین چند وز پیش هم پاسپوتش رسید.بچه های ما تنها بچه هایی نیستن که احتیاج به پاسپورت دارن پس نگران نباش.اونا هم متوجه هستن. مواظب خودت و گل پسرت باش.